پرچم یا حسین
عراقيها جنازهاي پيدا كردند كه توي تبادل به ما دادند. گفتند اين گمنام است. پرسيديم از كجا ميگوييد گمنام است؟ گفتند: هيچ چيزي به عنوان معرف و شاخص ندارد. پرسيديم از كجا معلوم كه ايراني است؟ گفتند: يك پارچه قرمزرنگ همراه اين شهيد است كه روي آن نوشته شده «يا حسين شهيد». عين اين اتفاق را روي پارچهاي نوشتيم و به تابوت شهيد چسبانديم.
بارها گفتهام ببينيد كار جنگ ما به جايي رسيده كه هويت و مليت و كارت ملي ما ميشود «يا حسين شهيد». اين عزت كمي نيست، به خدا قسم. دشمن ما با نام امام حسين(ع) مليت شهيد ما را تشخيص ميدهد.
به نظرم اين جنگ ما به همين اتفاق ميارزيد. كه مليت ما بشود نام امام حسين(ع) و دشمن و جهان ما را به نام امام حسين(ع) بشناسد.
موقع تفحص پرچم «يا حسين» برافراشته بوديم. به ما اعتراض كردند كه پرچم «ياحسين» را پايين بياوريد. گفتيم قرار بود ما پرچم ايران را در خاك عراق نياوريم. گفتند: اين پرچم ايران مثل پرچم يا حسين است. پرچم ايران با پرچم يا حسين يكي است
گاهي وقتها بعضي از زائران مناطق جنگي ميپرسند: مگر شما گوسفندي يا يك تكه سنگي نداشتيد كه روي مين بيندازيد؟ مگر چند بار در جنگ اين اتفاق ميافتاد؟ ولي از بس بد گفتيم، همه فكر ميكنند كه ما در هر زماني اين كار را ميكرديم.
بعضي چيزها را بيجهت شاخ و برگ داديم. به خدا، خيلي از چيزهايي كه ميگويند، دروغ است و چون دروغ است، مطمئنم در يك زماني شكسته ميشود. ميترسم.
آخرين مناجات شهيد خلبان، عباس بابايي

جمعه 15 مردادماه 1366 ـ عيد قربان ـ كابين جنگنده:
ـ خدايا، تو شاهدي كه هر كاري ميكنم، تنها براي تو و سرافرازي مسلمين است.
ـ پرواز كن، پرواز كن، امروز روز امتحان بزرگ اسماعيل است.
و چند لحظه بعد از يك حماسه:
ـ مُسلم سلامت ميكند يا حسين!
و آخرين كلام:
ـ اللهم لبيك، لبيك لا شريك لك لبيك.



